ميرزا خانلرخان
62
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
است امنيت دارد . قراء و نواحى عرض راه همه معمور و آباد بود . ولى عامهء اهالى و رعاياى آن نواحى از تعديات نامق پاشا شاكى بودند و هيچ ترديد نداشتند كه اگر قوام او دوامى بهمرساند ، اغلب آباديها رو به خرابى خواهد نهاد . سلوك مباشرين عثمانى در هرموردى كه بهانهء تعرض داشتند ، از قبيل دادن تذكره در سرحد خانقين و هنگام عبور از جسر يعقوبيه و مصيب و بغداد و غير ذلك ، با تبعهء دولت عليه بسيار بد و از روى كمال بىاعتنائى و نخوت بود و قلوب زوار و شيعه را متأثر مىنمود و اغلب كار به بدگوئى و طعن و سب « 1 » دين و مذهب مىرسيد . بالجمله به آستان ملايك پاسبان امامين همامين كاظمين عليهما سلام مشرف شده ، ده روز در آن درگاه دعاى وجود مسعود اقدس همايون شاهنشاه اسلامپناه ، روحنا و روح العالمين فداه را فاتحه و خاتمهء هرفريضه و نافله « 2 » قرار داده ، بطوريكه از هرخانهزادى دولتخواه ولىنعمتپرست شايد و بايد . به حمد اللّه با صدق نيت و خلوص عقيدت ، لوازم دعاگويى تقديم شد . تعميرات آن بقعهء مقدسه كه حسب الامر الاقدس باهتمام جناب شيخ المشايخ ، شيخ عبد الحسين محول شده بود ، همه در كمال رونق و بها و صفا بپايان رفته بود . ايوان مبارك در نهايت رفعت و صفاست . ناتمامى در آن نمانده بود . اين اوقات در سمت قبلى حرم محترم ، يكى از تجار شوشترى كه بواسطهء دادوستد و معاملهء هندوستان معروف به هندى است ، از روى همان نمونه و طرح ايوان ، ايوانى بنا كرده مشغول ساختن است . تعميرات و بناهاى عاليهء دولت ابدآيت روزافزون ، در آن اماكن مشرفه ، علاوه بر منزلتى كه به نفسها دارند ، دستورالعمل بزرگى براى عموم خلق از خارجه و داخله است . تا سر « الناس على دين ملوكهم » آشكار گردد . پس از انقضاى مدت ده روز تقبيل آستان عرش بنيان ائمهء هدى حضرات
--> ( 1 ) - سب به فتح سين و تشديد با يعنى دشنام دادن . ( 2 ) - عبادت غير واجب